| مقاله زبان اشاره |
|
|
|
|
به نام خداوند بخشنده و مهربان این مقاله اساسا ً برای طرح در اولین گردهم آئی مترجمان زبان اشاره از ۱۷ تا ۱۹ دی ۱۳۸۶ در کرمانشاه تهیه شده بود که چون به علت وضع نامساعد جوی و بسته شدن راهها، گردهم آئی ممکن نشد اینک با تجدید نظر لازم در آن منتشر میشود. خسرو گیتی
قسمت اول – اطلاعات کلی درباره زبان اشاره و مترجمی زبان اشاره تعریف : بنابر تعریف کمیسیون علمی زبان اشاره فدراسیون جهانی ناشنوایان « زبانهای اشاره، زبانهای دیداری حرکتی هستند مبتنی بر استفاده از دستها ، صورت ، دهان و بدن . الفبای دستی (یاالفبای انگشتی) ممکن است در زبان اشاره به کار رود. زبانهای اشاره نشان دهنده پاسخ سازنده اشخاص ناشنوا به تجربه ناشنوائی عمیق می باشد. اشخاص ناشنوا در هر جای دنیا زبان اشاره بومی خود را دارند. زبان اشاره زبان ترجیحی اغلب اشخاص ناشنوا می باشد. این به اشخاص ناشنوا فرصت می دهد که خودشان را با ظرفیت کامل به هر گونه ای بیان کنند که با زبان گفتاری نمی توانند. لغات و قواعد جمله سازی (Syntax) زبان اشاره در یک منطقه جغرافیایی مانند زبان گفتاری در همان منطقه نیست . این اشاره زبان مستقلی از زبان گفتاری است که در داخل جوامع ناشنوا رشد یافته است.... سیستمهای ارتباط اشاره ای دیگری در قسمتهای مختلف جهان وجود دارد که لغات و قواعد جمله سازی آن با زبان گفتاری انطباق دارد. به هر طریق این سیستمها که به عنوان ابزار آموزش طراحی شده اند زبان اشاره طبیعی در نظر گرفته نمی شوند و مشمول تعریف ما از زبان اشاره نمیباشد. همینطور یک اشاره بین المللی (International sign) به عنوان وسیله ارتباطی وجود دارد که بطور خودبخودی در تماسهای بین المللی ناشنواها بوجود آمده و احتمالا ً از قواعد مشترک زبانهای اشاره مختلف اخذ شده است. اشاره بین المللی هم مشمول تعریف ما از زبان اشاره نمی باشد. در بیشتر جهان لااقل یک زبان اشاره طبیعی وجود دارد که وسیعا ً در جامعه ناشنوای هر کشور مورد استفاده است.» (صفحه ۶ گزارش مورخ 1991 کمیسیون زبان اشاره فدراسیون جهانی ناشنوایان درباره وضع زبان اشاره) باید دانست این زبان مستقل از زبان گفتاری که در داخل جوامع ناشنوا رشد یافته ضمن توصیه های کمیسیون زبان اشاره فدراسیون جهانی ناشنوایان که به عنوان دیدگاه فدراسیون در یازدهمین کنگره آن در سال 1991 در توکیو – ژاپن به تصویب رسیده چنین تعریف شده است :« زبان اشاره مورد نظر باید زبان اشاره ملّی یعنی زبان اشاره طبیعی جامعه ناشنوای بزرگسال منطقه مربوطه باشد.» این تعریف کمیسیون به عنوان دیدگاه فدراسیون جهانی ناشنوایان در نشریه فدراسیون در سال 1993 درج شده است. اعضای کمیسیون عبارت بوده اند از : ۱- تد سوپالا از امریکا(رئیس) Ted Supalla ۲- ریتوا برگمان از دانمارک Ritva Bergmann ۳- کلارک دنمارک از انگلستان Clark Denmark ۴- مارکو جوکینین از فناوند Markku Jokinen ۵- اودلنگ شرودر از نروژ Odd-lnge Shroeder ۶- مارفا سوآمارات از تایلند Marfa Suwamarat تاریخچه تاریخچه وضع زبان اشاره در کشورهای پیشگام اروپا و امریکا با توجه به اسناد زیر مشخص می گردد: قطعنامه کنفرانس میلان 1880 میلادی اختلاف نظری که در مورد روش آموزش اطفال ناشنوا در اروپا ایجاد شده بود با قطعنامه کنفرانس میلان مرکب از معلمان ناشنوا در سال 1880 پایان یافت به موجب قطعنامه مذکور برای آموزش دانش آموزان ناشنوا روش گفتاری یا شفاهی در مدارس ناشنواها مورد تائید قرار گرفت و استفاده از علائم دستی و بطور کلی اشاره در مدارس ناشنواها ممنوع اعلام شد. قانون تاسیس کالج نمونه گالودت 1966 در امریکا که از تأثیر و نفوذ قطعنامه میلان نسبتا ً برکنار مانده بود لیندن جانسون رئیس جمهور امریکا در سال 1966 قانون تأسیس کالج گالودت را به عنوان یک موسسه نمونه دولت فدرال امریکا برای آموزش ناشنواها امضاء کرد و در این کالج زبان اشاره امریکائی وسیله ارتباطی اصلی ناشنوایان شناخته شد. این کالج که با پیشرفت و توسعه آن به دانشگاه معروف گالودت تبدیل شد و در حال حاضر هم تنها دانشگاه ناشنوایان در جهان است نقش پرچم دار نهضت ناشنوا و پیشرو زبان اشاره را در قرن بیستم ایفا نمود. قطعنامه پارلمان اروپا 1988 پارلمان اروپا در ژوئن 1988 قطعنامه ای را تصویب کرد که ضمن آن استفاده از زبان اشاره را یک حق شناخت و تکالیف زیر را برای کشورهای عضو مقرر داشت : ۱- شناسایی زبان اشاره و حق استفاده از آن . ۲- ترجمه زبان اشاره . ۳- استفاده از زبان اشاره در تلویزیون . ۴- آموزش زبان اشاره به شنواها . ۵- تهیه و انتشار کتاب علائم اشاره . ۶- تبادل زبان اشاره . در تعقیب قطعنامه مذکور پارلمان اروپا در جلسه 31 مارس تا 4 آوریل 2003 بعد از بحث مفصل درباره زبان اشاره توصیه هائی را در حمایت از زبان اشاره به کشورهای عضو اتحادیه اروپا تصویب نمود. قطعنامه سازمان ملل متحد 1993 در 20 دسامبر 1993 میلادی مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای را تحت عنوان «قواعد استاندارد برابر سازی فرصت ها برای اشخاص دارای معلولیت تصویب نمود که در بندهای او ۶ قاعده ۴ آن تحت عنوان خدمات پشتیبانی به لزوم تامین خدمات مترجمی بوسیله دولتها تصریح شده است و بموجب بند ۷ قاعده ۵ آن «باید به استفاده از زبان اشاره در آموزش اطفال ناشنوا در خانواده آنها و در اجتماعات توجه شود.»خدمات مترجمی زبان اشاره برای تسهیل ارتباط بین اشخاص ناشنوا و دیگران نیز باید فراهم گردد و بموجب بند ۹ قاعده مذکور :«دولتها باید وسایل ارتباط جمعی بخصوص تلویزیون و رادیو و روزنامه ها را تشویق نمایند که خدمات آنها برای معلولان قابل دسترسی باشد»در بند ۲ قاعده ۶ راجع به آموزش تأمین خدمات مترجمی و ... را از لوازم آموزش در مدارس عادی دانسته است و قسمت c بند ۳ قاعده ۷ راجع به اشتغال تأمین خدمات مترجمی را در محیط کار لازم دانسته است.» بیانیه کنفرانس سالامانکا 1994 در توصیه شماره ۲۱ بیانیه کنفرانس مزبور که با همکاری دولت اسپانیا و یونسکو در اسپانیا تشکیل گردید تصریح شده است : «سیاستهای آموزشی باید تفاوتها و وضعیت های فردی را بطور کلی در نظر بگیرد به عنوان مثال اهمیت زبان اشاره به عنوان یک وسیله ارتباطی در میان ناشنوایان باید مورد قبول قرار گیرد و پیش بینی لازم شود تا مطمنأ اشخاص ناشنوا به یادگیری زبان اشاره خود دست یابند.» کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در13 دسامبر 2006 که کشورما هم بموجب قانون آنرا پذیرفته ضمن ماده ۲ تعریف ارتباطات و تعریف «زبان» و ضمن ماده ۹ تحت عنوان قابلیت دسترسی و ضمن ماده 21 تحت عنوان دریافت اطلاعات وضمن ماده ۲۴ تحت عنوان آموزش و ضمن ماده ۳۰ تحت عنوان مشارکت در زندگی فرهنگی ، تفریحی و ورزش استفاده از زبان اشاره و خدمات مترجم زبان اشاره را حق اشخاص ناشنوا شناخته است. ملاحظاتی درباره کارآیی زبان اشاره در اجتماع و مشکل ارتباطی ناشنواها الف – هرکس فقط یکبار ارتباط دستی سهل و سریع ناشنواها را ولو از ملیت های مختلف دیده باشد و یا ببیند در کارآئی زبان اشاره به عنوان یک وسیله ارتباطی ناشنواها باهم تردیدی نخواهد داشت و اما مشکل ارتباطی ناشنواهائی که قادر به گفتار نباشند با جامعه شنوا است نه با ناشنواها و برای حل مشکل ارتباطی ناشنواها با شنواها در جوامع و کشورهای پیشگام از طرق و وسایل زیر استفاده می شود: ۱. استفاده از مترجم زبان اشاره در امور بسیار حساس و مهم از قبیل حضور ناشنواها در مراجع انتظامی و قضائی خواه به عنوان شاکی یا مدعی و خواه به عنوان متهم یا مدعی علیه در این موارد یک مترجم زبان اشاره شخص ناشنوا را همراهی می کند و رابط بین ناشنوا و مقام انتظامی یا قضائی قرار می گیرد . ۲. استفاده از مترجم زبان اشاره در کلاسهای مختلط شنوا و ناشنوا در موسسات آموزشی و یا وجود یک کمک معلم که زبان اشاره را بداند برای تفهیم درس به ناشنواها. ۳. آموزش زبان اشاره به متصدیان خدماتی نظیر خدمات پزشکی به عنوان مثال در سوئد.به دانشجویان سال آخر پزشکی زبان اشاره آموزش داده میشود تا با بیماران ناشنوای خود مشکل ارتباطی نداشته باشند. ۴. استخدام تعداد لازم اشخاص شنوائی که علاوه بر کار اصلی خود زبان اشاره را میدانند. یا تشویق کارکنان شنوا به یاد گیری زبان اشاره در موسسات مختلف. ۵. استفاده از مترجم زبان اشاره در کنفرانسها و انواع اجتماعات و تلویزیون. ۶. استفاده از نوشته یا زبان کتبی حسب مورد با یک یادداشت و یا با وسایل فنی پیشرفته و یا زیرنویس فیلمها و اخبار تلویزیون. ۷. تشویق اولیاء و اقوام و دوستان ناشنواها به یادگیری زبان اشاره. بطوری که ملاحظه میشود تامین تعداد کافی مترجم زبان اشاره حرفه ئی و اشخاصی که زبان اشاره را بدانند برای کاهش مشکل ارتباطی ناشنواها امری ضروری است که انجام آن تشریک مساعی سازمانهای مسئول دولتی و سازمانهای خدماتی و حمایتی ناشنوایان و همراهی عمومی را ایجاب می کند . ب – اینکه زبان اشاره قابل نوشتن نیست اشکالی محسوب نمیشود زیرا کافی است ناشنواها زبان کتبی اکثریت شنوا را فرا بگیرند. پ – قلّت تعداد علائم اشاره از کارآئی زبان اشاره نمی کاهد زیرا در زبان اشاره در موارد لازم از الفبای انگشتی هم استفاده می شود مضافا ً به اینکه زبان اشاره هم مثل هر زبان دیگر در تغییر و تحول و تکامل است از جمله هم اکنون ژاپنی ها درصدد تجدید چاپ مجموعه ای ازعلائم اشاره معرف نام کشورهای عضو سازمان ملل متحد می باشند. ت – تشویق شنواها به یادگیری زبان اشاره به جهات زیر یک راه حل منطقی مشکل ارتباطی ناشنواها است : ۱. لزومی ندارد همه شنواها زبان اشاره را یاد بگیرند و تنها تعداد قلیلی از آنها که در جاهای مناسب زبان اشاره را بدانند کافی خواهد بود. ۲. بطور کلی یادگیری زبان اشاره برای شنواها آسان تر از یادگیری گفتار برای ناشنواها است. وجود شنواهائی که در جریان زندگی خانوادگی زبان اشاره را بخوبی از پدر و مادر و یا خواهر یا برادر ناشنوای خود یاد گرفته اند شاهد این مدعا است. ۳. آموزش اشاره به شنواها کم خرج تر از آموزش گفتار به ناشنواها است. ۴. این نظر که بجای یادگیری زبان اشاره توسط تعداد قلیلی شنوا همه ناشنواها زبان گفتاری را بخوبی یاد بگیرند نظری غیر اخلاقی و غیر انسانی است. ۵. پرداخت حق الزحمه به مترجم اشاره و احساس رضایت خاطر از کمک به ناشنوا برای حل مشکل ارتباطی آنها عواملی است که تامین خدمات مترجمی زبان اشاره را تسهیل می کند اضافه بر این علائق خانوادگی و دوستی هم انگیزه کافی برای یاد گیری زبان اشاره توسط شنواها است که در کشور ما موارد آن کم نیست از جمله در یکی از شهرستانها خانواده یک عروس نیمه شنوا به سبب علاقه به شوهر ناشنوای او زبان اشاره را یاد گرفته اند تا مشکل ارتباطی داماد ناشنوای خود را مرتفع کنند. ۶. انسانیت و سطح فرهنگی اشخاص هم بطور کلی در تامین خدمات مترجمی زبان اشاره نقش مؤثری دارد. (تمامی ملاحظات مذکور نقل از صفحات ۳۵و۳۶و۳۷ رساله فارغ التحصیلی کتایون گیتی تحت عنوان ناشنوائی و زبان اشاره است) اطلاعاتی درباره مترجم زبان اشاره در حالی که اشاره بطور طبیعی زبان اول ناشنواها می باشد ولی چون این زبان را اکثریت شنوای جوامع نمی دانند.با استفاده از مترجمان زبان اشاره است که اقلیت ناشنوا می تواند از حیث دسترسی به امکانات و بهره گیری از خدمات اجتماعی با اشخاص شنوا فرصت برابر داشته باشد. این نقش پر اهمیت مترجم زبان اشاره در عمل به شرح نمونه های زیر مورد توجه جدی قرار گرفته است. ترجمه زبان اشاره در ژاپن در ژاپن از سال 1970 آموزش زبان اشاره به اشخاص در یک دوره ۲۰ تا ۴۰ ساعته تکلیف حکومتهای محلی در سراسر ژاپن قرار گرفت. بعد از طی دوره آموزش بخشداریها امتحان مترجمی زبان اشاره را آغاز کردند و به این طریق ۴۰۰۰ نفر مترجم زبان اشاره که در امتحان موفق شده بودند در محلهای زندگی خود به ترجمه زبان اشاره پرداختند. از سال 1989 امتحان مترجمی زبان اشاره و ثبت نام آنها که در امتحان قبول شده بودند در صورت اسامی مترجمان زبان اشاره را دولت ژاپن به عهده گرفت و به این طریق تا سال 2004 تعداد ۱۳۰۰ نفر به عنوان مترجم زبان اشاره ثبت نام شدند که ۱۲۰۰ نفر آنها برای ترجمه زبان اشاره در موسسات مختلف استخدام شدند. در ژاپن بر اساس تجربه و مطالعه قواعد و ترتیبات دقیقی برای مترجمی زبان اشاره تدوین شد. که از جمله آن حفظ سلامت مترجم زبان اشاره می باشد به عنوان مثال حداکثر زمان ترجمه در هر نوبت به عنوان استاندارد به شرح زیر تعیین شده است : ترجمه نزد پلیس ، دادسرا و محاکم ۲۰ دقیقه ترجمه برنامه های خدمات پزشکی ، آموزشی ، کارگری ، امور زندگی و اداری ۲۵ دقیقه ترجمه برنامه های تلویزیون ۱۵ دقیقه از نظر اهمیت انجام وظیفه پلیس در ژاپن برای افسران پلیس دوره های آموزش زبان اشاره دایر کرده اند و دفاتر کوچکی به نام Koban با افسرانی که زبان اشاره میدانند تاسیس شده است. سمپوزیوم جهانی مترجمان زبان اشاره . واشنگتن .D.C 5 تا 7 جولای 2002 در این سمپوزیوم قواعد اخلاقی مترجمان زبان اشاره تهیه شده توسط انجمن مترجمان زبان اشاره ژاپن در سال 1997 ارائه و مورد تصویب سمپوزیوم قرار گرفت. تشکیل انجمن جهانی مترجمان زبان اشاره در 23 جولای 2003 ، ۶۰ نفر از مترجمان زبان اشاره از ۲۰ کشور جهان در جریان برگزاری کنگره فدراسیون جهانی ناشنوایان در مونترال کانادا انجمن مترجمان زبان اشاره را تأسیس کردند. اوّلین کنفرانس مترجمین زبان اشاره امریکای لاتین اوّلین کنفرانس مترجمین زبان اشاره امریکای لاتین قرار است از 7 تا 10 جون 2009 در شهر بوتوگا – کلمیبا برگزار شود. اوّلین سمینار آموزش مترجمین زبان اشاره مالزی اوّلین سمینار آموزش مترجمین زبان اشاره قرار است از 22 تا 25 اگوست 2009 در شهر پتاینگ جاوا – مالزی برگزار شود. در پایان این قسمت برای کسب اطلاعات بیشتر به چند آدرس اینترنتی زیر رجوع شود www.wfdeaf.org/pdf/policy_statement_signlanguages.pdf Association of Sign language Interpreter (UK) European Forum of Sign Language Interpreter World Association of Sign language Interpreter قسمت دوِِّم – اشاره و مترجمی زبان اشاره در کشور ما استفاده از اشاره با معنای وسیع آن یعنی ارتباط دستی (که زبان اشاره یکی از اقسام آن است) در کشور ما اجمالا ً به قرار زیر است : اشاره در آموزش مستندا ً میتوان گفت شادروان ذبیح بهروز فکر استفاده از اشاره را در حد به کارگیری الفبای انگشتی در آموزش اطفال ناشنوا مطرح کرده و الفبای انگشتی الکساندر ملویل بل (Alerandre Melville Bel) را به عنوان خط نمایان در صفحه ۲۰ جزوه ۸ مجله ایران کوده در سال ۱۳۱۵ شمسی نقل کرده است. شادروان جبار باغچه بان جلوتر رفته و خالق الفبای انگشتی فارسی است و در آموزش اطفال ناشنوا برای کمک به یادگیری تلفظ و نیز کمک به لبخوانی به کار برده است و سالها این الفبا در آموزش اطفال ناشنوا مورد استفاده بوده است تا اینکه دفتر آموزش و پرورش استثنائی استفاده از اشاره را بطور کلی ممنوع اعلام کرده و تا آنجا که میدانیم این ممنوعیت رسما ً هنوز ادامه دارد هر چند در عمل در مدارس مخصوص ناشنواها دانش آموزان ناشنواها و یا بعض مربیان از اشاره (نه الفبای انگشتی) استفاده میکنند و نیز علیرغم روش شفاهی آموزش اطفال ناشنوا مورد قبول سازمان آموزش و پرورش استثنائی در موسسات آموزشی پیش دبستانی اطفال ناشنوا تحت اداره سازمان بهزیستی کشور استفاده از اشاره مجاز و معمول است. اشاره در معاملات و ثبت اسناد مواد ۱۹۲ و ۱۹۴ قانون مدنی کشور ما مصوب ۱۳۰۷ شمسی و ماده ۶۴ قانون ثبت اسناد مصوب ۱۳۱۰ شمسی به شرح زیر استفاده از اشاره را به عنوان وسیله ارتباطی و تفهیم و تفاهم ناشنواها در انجام معاملات و تبت اسناد لازم شناخته اند : ماده ۱۹۲ قانون مدنی در مواردی که برای طرفین یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشد کافی خواهد بود ماده ۱۹۴ قانون مدنی الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین بوسیله آن انشاء معامله مینمایند باید موافق باشد.. ماده 64 قانون ثبت اسناد در صورتی که طرفین معامله و یا یکی از آنها کور یا کر و گنگ بی سواد باشند علاوه بر معرفین هر یک از اشخاص مزبور باید به مصیت خود یکنفر از معتمدین خود را حاضر نماید که در موقع قرائت ثبت و امضاء حضور بهم رسانند مگر اینکه بین معرفین کسی باشد که طرف اعتبار آنان است معتمد مزبور در مورد اشخاص کروگنگ باید از جمله اشخاص باشد که بتواند به آنها به اشاره مطلب را بفهماند . اشاره در مراجع انتظامی و قضائی در مراجع انتظامی و قضائی هر گاه شاکی یا متهم ، مدعی یا مدعی علیه ناشنوا باشد برای تفهیم و تفاهم از مترجم زبان اشاره استفاده میشود و مترجم زبان اشاره شخصی است که سازمان بهزیستی و یا کانونها به این مراجع معرفی مینمایند. بنظر میرسد تنها در اینموارد است که از زبان اشاره طبیعی استفاده میشود ولی چون همیشه و در همه جا مترجم زبان اشاره وجود ندارد از نزدیکان شخصی ناشنوا هم برای تفهیم و تفاهم در این مراجع استفاده میشود و مواردی هم وجود دارد که مراجع انتظامی با مشکل فقدان مترجم زبان اشاره مواجه میشوند... اشاره در تلویزیون در پخش برنامه های تلویزیونی که به منظور قابل استفاده کردن آن برای اشخاص ناشنوا از اشاره گر استفاده میشود معمولا ً اشاره از نوع فارسی اشاره ئی است وحتی گویندگان ناشنوای برنامه ناشنوایان روزهای جمعه از زبان اشاره طبیعی استفاده نمیکنند بلکه با نگاه بر نوشته ای که در مقابل دارند اخبار را با تبعیت از همان قواعد جمله سازی نوشتاری با اشاره بیان میکنند. اشاره در محافل و کانونهای اشخاص ناشنوا اشاره مورد استفاده در محافل و کانونهای اشخاص ناشنوا در کشور ما زبان اشاره طبیعی است. مسائل نظری و عملی اشاره در کشور ما زبان اشاره طبیعی – زبان اشاره رسمی یا زبان اشاره استاندارد در مقدمه کتاب زبان اشاره چاپ سال ۱۳۷۶ میخوانیم : زبان اشاره .....ساختاری مخصوص به خود دارد که با زبان گفتاری بسیار متفاوت است زبان اشاره را باید بمانند سایر زبانها آموخت و هرگز نباید انتظار داشت که گرامر این زبان به زبان گفتاری نزدیک باشد چرا که قواعد و ظرافت های مخصوص این زبان همانند سایر زبانها به فرهنگ عمومی استفاده کنندگان آن ارتباط دارد... در این کتاب شما علاوه بر آشنائی با اشارات ناشنوایان با فرهنگ این گروه نیز آشنا میشوید هر چند که ناشنوایان ترجیع میدهند که اشارات را در قالب زبان گفتاری بیاموزند و بهمین دلیل است که زبان اشاره در قالب گفتاری پیشرفت بیشتری نسبت به زبان اشاره طبیعی ناشنوایان داشته است." (صفحه ۵ کتاب فوق) و نیز در مقدمه کتاب ۳ زبان اشاره فارسی از انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی چاپ سال ۱۳۷۸ میخوانیم : "زبان اشاره زبان طبیعی افراد ناشنوا است که با استفاده از حرکات قابل رویت دستها ، حالت های مختلف چهره ، سر و بدن ، فرد ناشنوا را با جهان خارج مرتبط میسازد و تمام این عوامل از جنبه های اساسی اشارات هستند. زبان اشاره طبیعی با دستور زبان مخصوص به خود یک روش ساده برای بر قراری ارتباط روز مره است ..." و بعد در صفحه ج مقدمه مذکور میخوانیم : ".... و زبان اشاره فارسی که دستور زبان فارسی را در اشارات خود به کار میگیرد یک روش پیشرفته برای ارتباطات رسمی تر میباشد ... زمانی که ناشنوایان میخواهند از زبان اشاره در قالب زبان گفتاری (مثلا ً در زبان فارسی) استفاده نمایند ، نحوه قرار گرفتن اشارات در کنار یکدیگر نیز با شیوه قرار گرفتن کلمات در زبان گفتاری مطابقت دارد ، در چنین مواقعی برای ادای حروف ربط اضافه و یا صرف افعال و غیره ... ممکن است از الفبای دستی استفاده شود....." در مورد نظریات فوق نکات زیر قابل توجه خواهد بود : ۱. بطوری که در قسمت اول مقاله نقل شد بنابر نظر کمیسیون زبان اشاره فدراسیون جهانی ناشنوایان که به عنوان دیدگاه فدراسیون در یازدهمین کنگره آن در سال 1991 در توکیو ژاپن به تصویب رسیده است : "زبان اشاره مورد نظر باید زبان اشاره ملّی یعنی زبان اشاره طبیعی جامعه ناشنوای بزرگسال منطقه مربوط باشد." و بنابر این زبان اشاره ئی که در آن از قواعد جمله سازی گفتاری اشخاص شنوا تبعیت شود مورد قبول فدراسیون جهانی ناشنوایان نیست . ۲. ممکن است اشخاص ناشنوائی که در کمیسیون توسعه زبان اشاره دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی شاغل بوده اند از لحاظ نظری "زبان اشاره رسمی" را پذیرفته باشند ولی در عمل همان ها در ارتباط باهم یا با اشخاص ناشنوای دیگر از زبان اشاره طبیعی استفاده میکنند و از آنها که بگذریم شکایات مکرر اشخاص ناشنوا قابل توجه است که میگویند زبان اشاره مورد استفاده در برنامه های تلویزیونی که معمولا ً همان زبان فارسی اشاره ئی با تبعیت از قواعد زبان گفتاری است. برای آنها قابل فهم نیست. استاندارد کردن اشارات در بیانیه دیدگاهی فدراسیون جهانی ناشنوایان مورخ ژانویه 2007 درباره یکسال کردن زبان اشاره با هدفهای : ۱- زبان اشاره "بهتر" بجای زبان اشاره قدیمی . ۲- تبدیل چندین زبان اشاره به یک زبان اشاره . ۳- حذف اشارات خارجی از زبانهای اشاره . بعد از مقدمه ای حاکی از ارتباط زبان (اعم از زبان گفتاری یا اشاره ئی) با فرهنگ نتیجه گیری شده است که :هئیت مدیره فدراسیون جهانی ناشنوایان قویا ً اعلام میدارد که هر نوع پالایش یا یکسان سازی اجباری زبانهای اشاره که به وسیله حکومت ها ، حرفه ئی هائی که با اشخاص ناشنوا کار میکنند و سازمانهای مربوط به ناشنواها مدیریت شود یک نقض معاهدات و اعلامیه ها و سیاستهای سازمان ملل متحد و یونسکو از جمله کنوانسیون اخیر سازمان ملل متحد درباره حقوق اشخاص دارای معلولیت میباشد تنها اشخاص ناشنوا در هر کشور حق دارند در صورت لزوم بنابر تغییرات فرهنگی زبانهای اشاره محلی ، ایالتی و یا ملّی خود را تغییردهند. اختیار تکامل هر زبان اشاره باید مختص هر گروه اجتماعی خاصی باشد که زبان اشاره در آن معمول است. (این بیانیه برمبنای نظر کارشناسان زبان اشاره و حقوق بشر فدراسیون جهانی ناشنوایان به اسامی زیر صادر شده است : ۱. Yutaka Osugi ۲. Kim Robinson ۳. Yerker Anderson ۴. Tove Skuttmabb-Kamgas ) عبارت رابط و عبارت مترجم زبان اشاره در کشور ما کسانی که با اشاره مخالف بوده اند و چیزی به نام زبان اشاره را قبول نداشته اند و از طرفی نمیتوانستداند نیاز اشخاص ناشنوا را به مترجم زبان اشاره نفی و انکار کنند اجبارا ً عبارت "رابط" را به جای مترجم زبان اشاره انتخاب کرده اند و جامعه ناشنوا هم این عبارت را پذیرفته و کلمه رابط را بجای مترجم زبان اشاره به کار میبرد. پیشنهاد من این است که کلمه رابط برای نزدیکان ناشنوا که منحصرا ً توانائی تفهیم و تفاهم یا فرزند، پدر ، مادر، خواهر و یا برادر ناشنوای خود را دارند استعمال شود و کسانی که توانائی و مهارت تفهیم و تفاهم با هر ناشنوائی را دارند مترجم زبان اشاره نامیده شوند.جالب اینکه در آموزش اطفال ناشنوا بنابر حفظ دیدگاه نفی زبان اشاره اخیرا ً عبارت "تسهیل گر"انتخاب شده است . مسائل ترجمه زبان اشاره در کشور ما مسائل ترجمه زبان اشاره در کشور ما بقرار زیر است : ۱- نا معلوم بودن نوع اشاره قابل قبول برای ترجمه رسما ً معلوم نیست اشاره قابل قبول در ترجمه زبان اشاره طبیعی و یا زبان اشاره استاندارد و یا هر کدام از اینها است . عملا ً اشخاص که در ترجمه زبان اشاره طبیعی مهارت دارند کارآئی لازم را هم دارند. ۲- غیر مسلم بودن صلاحیت فنی و اخلاقی اشخاص برای ترجمه اشاره رسما ً معلوم نیست چه کسی مترجم واجد صلاحیت فنی و اخلاقی برای اشاره است و در عمل هرکس را که ادارات بهزیستی و یا سازمانهای غیردولتی ناشنوایان به عنوان مترجم به مراجع انتظامی یا قضائی معرفی نمایند.اجبارا ً به عنوان مترجم صلاحیتدار پذیرفته میشوند. ۳- کمبود مترجم زبان اشاره با وجود آسان گیری شرایط به شرح فوق تعداد مترجمین زبان اشاره نا چیز است و کمبود مترجم زبان اشاره مسئله مهم دیگر ترجمه اشاره در کشور ما است. ۴- مسائل مالی ترجمه زبان اشاره در ترجمه زبان اشاره به مسائل فوق اضافه میشود مسائل مالی آن یعنی فقدان تعرفه حق الزحمه زبان اشاره فقدان نظام جامع مالی ازحیث مسئول پرداخت حق الزحمه در امور و مراجع مختلف و منبع مالی لازم. با لحاظ مسائل مزبور در گذشته دو طرح به شرح زیر برای تامین مترجم رسمی زبان اشاره تهیه و به هئیت مدیره کانون ایران پیشنهاد کرده ام. طرح اول موافقت نامه راجع به تنظیم امور مترجمی زبان اشاره (صفحات ۱۵و۱۶و۱۷ صدای ناشنوا بهار ۱۳۸۲) این طرح که به ضمیمه نامه شماره ۱۹۷۷۲ مورخ ۲۱/۱۲/۱۳۸۱ با امضای رئیس کانون به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی کشور پیشنهاد شد برای بررسی به گروه توسعه زبان اشاره دانشگاه مزبور ارجاع شد و در آنجا بسبب مخالفت بایگانی گردید. چون تنها دلیل مخالفت که شفاها ً اظهار شد این بود که نمیشود سازمان دولتی(دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی) و یک سازمان غیر دولتی (کانون ناشنوایان ایران)باهم یک گواهی امضاء کنند. طرح دوّم موافقت نامه راجع به تامین خدمات مترجمی زبان اشاره (صفحات ۲۸و۲۹ صدای ناشنوا بهار ۱۳۸۵) از این طرح هم که به ضمیمه نامه شماره 134250/85ک مورخ ۱۵/۶/۱۳۸۵ با امضای رئیس کانون برای مقام ریاست سازمان بهزیستی کشور پیشنهاد شد خبری نیست. نتیجه آنچه جامعه ناشنوا باید بداند و بخواهد گمان میکردم با انتشار قانون تصویب الحاق کشورمان به کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت در این سایت موجب و موجد شادی و نشاط و حرکتی در جامعه ناشنوا در جهت اجرای این کنوانسیون خواهد بود ولی یکماه گذشت و هیچ عکس العملی در جامعه ناشنوا دیده نشد و حال باید مطمئن بود که بی اطلاعی وسیع و عمیق موجب بیحرکتی است و آگر جامعه ناشنوای کشور ما از تصویب این کنوانسیون و مقررات آن بی اطلاع است عجب نخواهد بود که از دیدگاههای فدراسیون جهانی ناشنوایان به عنوان یکی از سازمانهای نوع B وابسته به سازمان ملل متحد هم بی اطلاع باشد. بنابراین اولا ً – تهیه و اجرای یک برنامه آموزش كنوانسيون حقوق اشخاص دارای معلولیت با تمرکز به حقوق خاص ناشنواها و نیز معرفی فدراسیون جهانی ناشنوایان و دیدگاه آن در همه کانونها ضروری خواهد بود و ثانیا ً – آنچه به عنوان نتایج اصولی حاصل از مطالعه فوق جامعه ناشنوا باید بداند و بخواهد به شرح زیر مشخص میگردد(ذیلا ً عبارت کنوانسیون ناظر به کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت و عبارت فدراسیون ناظر به فدراسیون جهانی ناشنوایان است.) شناسائی و ترویج استفاده از زبان اشاره به موجب بند ث ماده ۲۱ کنوانسیون دولتهای عضو ملزم میباشند که زبان اشاره را به رسمیت بشناسند و استفاده از آنرا ترویج نمایند. استفاده از زبان اشاره و مترجم زبان اشاره با توجه به مواد 2و9و21و24و30 کنوانسیون استفاده از زبان اشاره و مترجم زبان اشاره در آموزش اشتغال و موسسات خدماتی و فرهنگی و اجتماعی حق اشخاص ناشنوا است و بر طبق کنوانسیون تامین مترجم زبان اشاره به تعداد لازم تکلیف دولتها میباشد. زبان اشاره قابل قبول زبان اشاره قابل قبول از نظر فدراسیون جهانی ناشنوایان زبان اشاره طبیعی ناشنوا است و آنچه زبان اشاره رسمی نامیده شده که جمله سازی با اشاره بر طبق قواعد جمله سازی زبان گفتاری است از نظر فدراسیون تا حد یک ابزار آموزش اطفال ناشنوا قابل قبول است و اشارات استاندارد ساخته یک سازمان دولتی و لوبا و مشارکت گروهی ناشنوا مورد تائید فدراسیون نیست بنا به کلیه جهات فوق اقدام مشترک سازمانهای غیر دولتی ناشنوایان از جمله کانون ناشنوایان ایران در پیشنهاد تصویب طرح لایحه قانونی زیر به دولت توصیه میشود. جهات توجیهی لزوم وضع قانون شناسائی زبان اشاره نظربه تجویز و لزوم استفاده از اشاره به عنوان وسیله تفیهم و تفاهم در معاملات و ثبت اسناد اشخاص ناشنوا بموجب مواد ۱۹۲و۱۹۴ قانون مدنی مصوب ۱۳۰۷ شمسی و ماده 64 قانون ثبت اسناد رسمی مصوب ۱۳۱۰ شمسی و نظر به الزامات حاصل ازقانون الحاق کشورمان به کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت وضع قانونی دائر به شناسائی زبان اشاره و ترویج استفاده از آن ضروری خواهد بود و طرح این قانون به شرح زیر پیشنهاد میشود : طرح لایحه قانون شناسائی زبان اشاره و ترویج استفاده از آن ماده اوّل – زبان اشاره اشخاص ناشنوا به عنوان وسیله طبیعی ارتباطی آنها به رسمیت شناخته میشود و مقرر میگردد هر گونه اقدام لازم به عمل آید تا از این وسیله در تمام مراحل آموزشی و اشتغال و نیز در تامین دسترسی اشخاص ناشنوا به اخبار و اطلاعات و موسسات خدماتی و فرهنگی و اجتماعی و غیره استفاده شود. ماده دوّم – تحقیق و تدوین زبان اشاره طبیعی اشخاص ناشنوا و بدون هیچ تغییری آموزش آن به داوطلبان یادگیری زبان اشاره در دوره های کوتاه مدت لازم به دانشگاه علوم توانبخشی و بهزیستی محول میگردد. ماده سوّم – تنظیم قواعد رفتاری مترجمین زبان اشاره و صدور پروانه مترجمی رسمی زبان اشاره برای متقاضیان واجد شرایط فنی و الزام به رعایت قواعد رفتاری با ادای سوگند و تصویب تعرفه حق الترجمه زبان اشاره و تعیین ترتیبات مالی مربوط به حق الترجمه به گونه ای که در هیچ مورد ناشنوائی ملزم به پرداخت آن نباشد به عهده سازمان بهزیستی کشور است. ماده چهارم – ترتیبات اجرائی این قانون بر طبق آئین نامه هائی خواهد بود که توسط سازمان بهزیستی کشور با جلب نظر مشورتی سازمانهای غیر دولتی ناشنوایان تهیه میشود و به تصویب وزارتخانه ها و سازمانهای مربوط میرسد. حل اختلاف نظرهای احتمالی در تصویب این آئین نامه ها با وزارت رفاه و تامین اجتماعی و در صورت لزوم با هئیت وزیران خواهد بود. کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد که کشور ما بموجب قانون آنرا پذیرفته است برای معلولان عموما ً و اشخاص ناشنوا خصوصا ً حقوق زیادی شناخته که دست یابی ناشنوایان کشور ما به این حقوق مشروط به خواست آگاهانه و پی گیری مصرانه جامعه ناشنوا میباشد متاسفانه چنین بنظر میرسد که در حال حاضر جامعه ناشنوا از این کنوانسیون و اهمیت و تاثیر آن در بهبود کیفیت زندگی خود اطلاع چندانی ندارد.
خسرو گیتي ۱۳۸۸/۳/۱۰ |
| < قبل | بعد > |
|---|



