| محمد و باران |
|
|
|
|
« محمد و باران » گاه با خود میگویم ای کاش محمد زنده بود و بعد که رنج او را در بستر بیماری به خاطر میاورم آرام میگیرم که او به آرامش ابدی پیوسته است... نوجوان بودم در چند گردهم آئی با من درد دل میکرد او دشمن چند ساله خود را میشناخت ... محمد باران را نشانه خوبی میدانست وقتی قبل از گردهم آئی مشهد باران آمد او گفت گردهم آئی به خوبی برگزار خواهد شد یکروز قبل از سالگرد فوت او هم باران آمد و مراسم سالگرد فوت او خوب برگزار شد...... محمد پاک و صمیمی و شجاع و فداکار بود و نام او با این ارزشها پایدار خواهد ماند او چون ستاره ای درخشان در جامعه ناشنوا سر مشقی خواهد بود برای دوری از اهریمنی اردوان گیتی |
| < قبل | بعد > |
|---|



