| تبادل نظر با آقای ملكوتی راد |
|
|
|
|
به نام خدا جناب آقای مرتضی ملكوتی راد رئيس محترم كانون ناشنوايان مرند با سلام و تشكر از بيان كتبی نظريات خودتان درباره ناشنوايان توجهتان را به چند نكته زير جلب مينمايد : 1- اساسنامه كانون ناشنوايان ايران در حدود نظامات جاری مملكتی تهيه شده و در 3 بهمن 1382 به تصويب مجمع عمومی كانون رسيده و مربوط به همين دوره است. 2- در قانون اساسی كشور ما جامعه ناشنوا از جمله اقليت هائی نيست كه حق انتخاب نماينده خاص خود برای مجلس شورای اسلامی داشته باشد. 3- در كشورهائی كه ناشنواهائی به عضويت پارلمان انتخاب شده اند انتخاب كنندگان آنها عموم بوده اند نه اقليت ناشنوا و لذا نمايندگی آنها نمايندگی از طرف عموم است نه از طرف اقليت ناشنوا. 4- در كشورهائی كه انتخاب ناشنوا را به عنوان نماينده پارلمان پذيرفته اند زودتر از انتخاب ناشنوا به عضويت پارلمان زبان اشاره را به عنوان وسيله ارتباطی ناشنواها پذيرفته اند و مترجم زبان اشاره را هم برای عضو ناشنوای پارلمان تامين ميكنند. 5- در كشور ما كه مطابق آئين نامه انتخابات مجلس شورای اسلامی اشخاص ناشنوا نميتوانند به عضويت مجلس انتخاب شوند قبل از اينكه ناشنواها خواهان حذف اين ممنوعيت و محروميت از آئين نامه مذكور باشـند بايد خواستار شناسائی زبان اشاره و تامين مترجم زبان اشاره باشند. 6- كانون ناشنوايان ايران از نظر ساختاری يك فدراسيون است ولی فقدان همدلی و اتحاد در جامعه ناشنوای كشورمان دردی است كه قدم اوّل درمان آن آگاه سازی جامعه ناشنوا ميباشد و برای اطلاع بيشتر در اينخصوص ميتوانيد مقاله "مجهول خوب و بد در كانون" را در سايت جوانان ناشنوای پيشتاز ايران مطالعه فرمائيد. 7- اين نظر شما كه مراجع تصميم گيرنده درباره ناشنواها بايد قبل از تصميم گيری در هر موضوع از نظريات سازمانهای ناشنواها مطلع شوند به عنوان يك حق در اسناد بين المللی معتبر مورد قبول قرار گرفته ولی اگر ناشنواهائی در پی اين نظر تا آنجا پيش بروند كه بگويند خودمان بهتر از شنواها ميدانيم چه بايد كرد و خود را از راهنمائی و كمك اشخاص شنوا بي نياز بدانند مرتكب اشتباهی شده اند كه بزرگترين متضرر اين اشتباه جامعه ناشنوا خواهد بود. آنكه كور كورانه اين نغمه را ساز كرده كه "نظر شنواها را بشنويد ولی ترتيب اثر ندهيد" به اين حقيقت توجه ندارد كه پيشگامان نظری و عملی آموزش اطفال ناشنوا در كشور ما شادروان ذبيح بهروز و شادروان جبار باغچه بان هر دو شنوا بوده اند. 8- در شرايطی كه ميگوئيد اشخاص ناشنوائی هستند كه در يك كانون همديگر را با تير ميزنند جامعه ناشنوا به همدلی و همصدائی احتياج دارد نه به چند صدائی. اضافه بر اين چند صدائی با چند سازمانی ملازمه ندارد و در يك كانون خوب ممكن است صداهای مختلف شنيده شود و تصميم گيريها با بررسی نظريات مختلف باشد. به اينجهات بوده كه بموجب بند 17 قطعنامه مسئولان كانونها در اصفهان در اسفند 1387 تشكيل سازمانهای موازی منع شده است. خسرو گيتی 12 آذر 1388 توجه : مقاله آقای مرتضی ملكوتی راد در زير مطالعه شود.
|
| < قبل | بعد > |
|---|








