| خاموشی يا فرياد 2 |
|
|
|
|
" خاموشی در برابر نادرستی يا فرياد از نادرستی " مقدمه برای اينكه خوانندگان بتوانند انگيزه طبيعی مرا در فعاليتم برای امور ناشنوايان بهتر درك نمايند ذكر مقدمه زيرا را لازم ميدانم: 1- فرزند دوّم من كيومرث در 29 بهمن 1337 صبح يك روز سرد و برفی و يخبندان زمستانی متولد شد حدود هشت ماه بعد از تولد او يعنی اوايل پائيز سال 1338 متوجه شديم كه در برابر صدا عكس العمل ندارد و با مراجعه و تشخيص پزشك معلوم شد ناشنوای مطلق است و بنابر اين ابتدای آشنائی من با معلوليت ناشنوائی سال 1338 است و از آن تاريخ تاكنون مخصوصا ً با رويداد ناشنوائی خانواده او توجه و علاقه من به امور ناشنواها در دوره ئی در حاشيه و جزئی از زندگی من و در سالهای اخير اشتغال اصلی زندگی من بوده است و تا زنده و قادر باشم نيز چنين خواهد بود. 2- فعاليت اجتماعی من در زمينه حمايت از ناشنواها با عضويت شماره 458 مورخ 6/2/1341 جمعيت حمايت از كودكان كرولال و كور آغاز شد كه دبير مادام العمر آن مرحوم جبار باغچه بان بود و با فوت او ديری نپائيد كه اين جمعيت از بين رفت. بعد از آن بنابر ارتباط دوستانه با استاد محمود پاكزاد دبيركل كانون كرولالهای ايران از وجود اين كانون و فعاليتهای آن مع الواسطه با اطلاع بودم و يه خواست آقای پاكزاد دو بار برای ميانجیگری و حل اختلاف در جلسه هئيت مديره كانون حاضر شدم و بنابر نظر من مجمع عمومی كانون دعوت شد و با تجديد انتخابات هئيت مديره مشكل مرتفع شد. بنابرهمين رابطه دوستانه در تشكيل و فعاليت جمعيت اوليای ناشنوايان ايران و تنظيم منشور اين جمعيت شركت داشتم و بعد از استعفای آقای پاكزاد از كانون و با توصيه مشارااليه از اواخر سال 1378 كمك به كانون ناشنوايان ايران را آغاز كردم و با شناخت كانون از نزديك نوسازی و اصلاح اساسی كانون را لازم تشخيص داده و در دستور كار خود قرار دادم. 3- تلاش من برای نوسازی و اصلاح اساسی كانون از اوايل سال 1379 تا كنون سه مرحله داشته است : مرحله اول – تلاش برای تهيه و توضيح و تصويب اساسنامه جديد كانون در مجمع عمومی فوق العاده مورخ 3/12/1382 كه با تصويب اين اساسنامه كانون از نظر ساختاری به فدراسيون ملّی ناشنوايان ايران تبديل شد. مرحله دوّم – تلاش پنهانی و ناموفق برای اصلاح امور اداری و مالی كانون از اوايل سال 1383 تا زمان استعفا و كناره گيری من از كانون در تاريخ 30 تير 1386 كه در نظر دارم اسناد اين دوره از تلاش خود را كه تا كنون پنهان مانده برای ثبت در تاريخ ناشنوايان كشورمان بزودی در سايت جوانان ناشنوای پيشتاز ايران منتشر نمايم. مرحله سوّم – آغاز تلاش علنی من برای آگاه سازی اعضای كانون و جامعه ناشنوا از عقب ماندگی خود و ايجاد زمينه و علاقه و خواست اصلاح اساسی امور اداری و مالی و پيشرفت كانون و جامعه ناشنوا كه بعد از راه اندازی سايت جوانان ناشنوای پيشتاز ايران آغاز شده است. 4- بنابر توضيحات فوق معلوم است كه انتشار مقالات من درباره كانون به جهت سابقه تلاش پنهانی و ناموفق گذشته من بوده و با رفتار ناپسند هئيت مديره كانون با يك خانواده ناشنوا ارتباطی ندارد و همزمانی دو رويداد فقط يك اتفاق است البته رابطه علت و معلولی بين عقب ماندگی كانون با رفتار ناپسند با يك خانواده ناشنوای صميمی و فعال كانون هم حتمی است. دعوت من به سكوت بطوری كه قبلا ً نوشته ام برای اقناع جوان علاقمندی كه مرا دعوت به سكوت كرده اين مقاله را در تكميل مقاله "آگاه سازی و روشنگری" مينويسم و دلايل اضافی كه برلزوم آگاه سازی دارم به شرح زير متذكر ميشوم : 1- پوشاندن نادرستی در شرايطی مساوی با پذيرش نادرستی است. 2- همانطور كه قبلا ً نوشته ام بنابر تجربه شخصی تلاش پنهان من برای اصلاح اداری و مالی كانون با شكست مواجه شده است. 3- با فرض كه اصلاحی بطور پنهان و از بالا و بدون آگاهی و پشتيبانی وسيع اعضای كانون صورت گيرد اصلاحی پايدار و مطمئن نخواهد بود. 4- هر اندازه سكوت ادامه يابد نادرستی هم ادامه خواهد يافت. 5- زيان احتمالی ناشی از روشنگری بهائی است كه بايد برای اصلاح پرداخت و اين زيان بزرگتر از زيان ادامه نادرستی تا مدت نا معلوم ديگر نخواهد بود. 6- پوشانيدن خرابی ها به معنای آبادی نيست و علنی كردن خرابی ها تخريب نيست بلكه اقدام لازم برای سازندگی است. بنابر جهات فوق من در پی مقالات قبلی برای آگاه سازی اعضای كانون و جامعه ناشنوا سه مقاله ديگر تحت عناوين "مجهول خوب و بد در كانون" و"مديريت و تصميم گيری در كانون" و "راه اتحاد و پيشرفت" منتشر خواهم كرد. از اين بحث كه بگذريم در نامه سرگشاده اين جوان علاقمند دو نكته ديگر زير قابل توجه است : 1- اظهار نظر شده كه اشخاص تحصيلكرده به كانون لطمه زده اند من اين نظر را تا اين حد تائيد ميكنم كه دو نفر عامل اصلی تفرقه اندازی در كانون تحصيلكرده ميباشند ولی با اين نتيجه گيری هم موافق نخواهم بود كه تحصيلكرده ها لزوما ً نقش تخريبی دارند. من نظر خود را درباره معيارهای ارزيابی اعضاء و مسئولان كانون در مقاله "مجهول خوب و بد در كانون" تشريح خواهم نمود. 2- اظهار شده كه اردوان گزارش دهنده و پيام رسان دقيقی نبوده و اين موجد اشكالاتی بوده است. حقيقت اين است كه من به راستگوئی و دقت اردوان در درك و بازگوئی مطالب اطمينان دارم و گرچه اردوان در امور شورای جوانان با من مشورت ميكرده ولی تصميم گيری در امور جوانان در هئيت اجرائی و شورای هم آهنگی بوده كه من در جلسات حضور و دخالتی نداشته و مخالف اصولی اين قبيل دخالتها در تصميم گيری جوانان بوده ام امّا در مورد پيام رسانی اردوان جز در يك مورد هيچگاه حامل پيامی از من برای كانون نبوده و اين تنها مورد مخالفت من با تشكيل كانون ديگری در تهران بوده است كه علت اين پيام هم بطوری كه در جای خود خواهم نوشت اين گمان بود كه يك اظهار نظر من موجب سوء تفاهم و اين اقدام نادرست هئيت مديره بوده است... خسرو گيتی 11/8/1388 |
| < قبل | بعد > |
|---|



