| نفاق... |
|
|
|
|
نفاق،علل و عوامل آن مفاهیم نفاق و تفرقه - معنای لغوی نفاق دوروئی است.(صفحه 447 فرهنگ عمید) - در اصطلاح جاری و در این مقاله نفاق به معنای جدائی و پراکندگی و یا تفرقه است. (صفحه 1687 فرهنگ عمید) - تشکیل یک کانون بوسیله اشخاص ناشنوا به منظور همبستگی و اتحاد و فعالیت هم آهنگ برای رسیدن به هدفهای مشترک است. - همدلی و صفا و صمیمیت از لوازم همبستگی و اتحاد عملی و واقعی اعضای یک کانون است. - نفاق و تفرقه نقطه مقابل همبستگی و اتحاد است.... علل و عوامل نفاق و تفرقه الف ) در صفحه 2 فصلنامه صدای ناشنوا زمستان 1382 درباره علل اختلانات اعضای کانون تحت عنوان "شگفت آورترین شگفتی ها" نوشته بودم "اخباری که در مورد اساسنامه و انتخابات کانون در این شماره صدای ناشنوا درج شده حاکی از حقایقی شگفت انگیز است ولی شگفت آورتر از شگفتی های مزبور وجود سازمانی کهن با وجود اختلافات مهم در خصوصیات اعضای آن است...اختلاف اساسی داخل کانون در یک عبارت کلی و صرفنظر از استثناها اختلافی فرهنگی ناشی از اختلاف در طبقه اجتماعی ، وضع خانوادگی ، مسن ، سواد و تحصیل و معلومات وضع تربیتی معیشتی اعضای کانون است و وجه اشتراک انسانهائی با اینهمه تفاوت و اختلاف ناشنوائی آنها و زبان اشاره و فرهنگ ناشنوائی میباشد آری ناشنوائی است که نگهدارنده کانون به عنوان شگفت آورترین شگفتی ها است خاصه اینکه اختلاف در میزان ناشنوائی و اختلاف بین ناشنوای مادرزادی و یا شنوائی که قبل از یادگیری گفتار ناشنوا شده با اشخاص شنوائی که بعد از یادگیری گفتار ناشنوا شده اند خود منشا ً آثاری قابل توجه در خصوصیات ناشنواها میباشد" ب) اینک در پائیز 1388 بنابر مشاهدات و تجارب قریب شش سال گذشته در تکمیل نظریه کلی فوق علل و عوامل نفاق و تفرقه را به شرح زیر مشخص تر مینماید : 1- عمومیت طرز فکر فردی بجای طرز فکر اجتماعی : در اردوی جوانان ناشنوا در میازاکی ژاپن شعار این بود : "یکی برای همه ، همه برای یکی" در کانون طرز فکر "همه برای من" انگیزه های فردی نفع طلبی مادی یا معنوی ، خودخواهی و خود بزرگ بینی در چند نفر سلسله جنبیان منشا ً اصلی تفرقه است. 2- عوارض منفی ناشی از ناشنوائی : نارضائی و فشار عصبی ناشی از ناشنوائی و مشکلات آن زمینه روحی و فکری مناسبی برای پذیرش بی چون و چرای بدگوئی از دیگران است تا جائی که غیبت یعنی بدگوئی پشت سر دیگران تبدیل به یک "سلاح مجاز" ناشنوایان شده است. رواج غیبت و بدگوئی از دیگران به اندازه ایست که خیلی از ناشنواها از کانون دوری میکنند. در زمینه مناسب تحریک پذیری "دو بهم زنی" سلاح دیگری است که مورد استفاده بعض ناشنواهای مغرض در کانون است. 3- حسادت : یکی از علل ضدیت با اردوان گیتی حسادت بود حسن شهرت نسبتا ً سریع او در جامعه ناشنوای کشور که ناشی از خدمات صادقانه او بود حسادت بعضی را برانگیخت و این حسادت در جبهه گیری خصانه علیه او و شادمانی ناشی از کناره گیری او آشکار بود. 4- اختلاف اخلاقی و فرهنگی : اختلاف زیاد اخلاقی و فرهنگی بین اعضاء مخصوصا ًبین نسل جوان و تحصیلکرده با بعض قدیمی ها تضاد و تقابل آگاهی نسبی و علاقمندی و درستکاری نسل جوان و تحصیلکرده با طرز فکر و خط مشی قدیمی و سنتی اداره کانون از عوامل دیگر نفاق و تفرقه است. 5- غیر مشخص بودن خوب و بد : در کانون خوب و بد تعریف و مشخص نشده و بنابراین کانون برای رفتارهای نامناسب اجتماعی از جمله تفرقه اندازی میدانی مناسب است. 6- ضعف مدیریت : مدیریت ضعیف و تصمیم گیریهای نادرست به سبب کم سوادی و ناآگاهی و سطح پائین فکری و فرهنگی از عوامل موثر و مساعد دیگری برای تفرقه اندازی بوسیله چند نفر انگشت شمار میباشد. نمونه تاریخی این تصمیم گیریهای نادرست بعد از رویداد شرم آور ضرب و شتم جوانان در کانون تصمیم به انحلال شورای جوانان و موکول کردن تشکیل مجدد آن به انجام انتخابات هئیت مدیره کانون و تنظیم مقررات جدید بود که بعد از مدت کوتاهی هم با فراموش کردن یا نادیده گرفتن تصمیم مذکور یعنی بدون اینکه انتخابات هئیت مدیره کانون انجام شده باشد و بدون اینکه مقررات جدیدی تنظیم شده باشد با انتصاب سه نفر دیگر از جوانان به عضویت هئیت اجرائی اعلام شد که فعالیت شورای جوانان از سر گرفته شده است. 7- مسئولان تفرقه : بعض قدیمی ها که کانون را محل اختصاصی خود میشناسند در ایجاد تفرقه و بهم ریختگی کانون سهم دارند. - در مورد آقای بهروز مبشری باید دانست که هر چند بعض ایرادات به او خود موجب نارضائی و نفاق بوده ولی تا مدتی کوشش او برای تشکیل جبهه متحدی در برابر تفرقه اندازی جالب توجه و باارزش بود و فقط وقتی از این کوشش خود نتیجه نگرفت و تحت فشارهای مختلف توان مقاومت را از دست داد خود را تسلیم بعض عوامل اصلی تفرقه نمود که حاصل این تغییر موضع اتخاذ تصمیماتی علیه شورای جوانان و شورای زنان و ضرب و شتم جوانان در کانون و سایر پی آمدهای زیان بار و تخریبی بود. - دو نفر مسئول درجه اوّل تفرقه اندازی هستند که ذکر نام و شرح اقدامات نادرست آنها در اینجا لزومی ندارد زیرا مقابله با تفرقه اندازی از جمله ارشاد و کنترل عناصر تفرقه انداز برای اعاده وحدت موضوع مقاله سوّم تحت عنوان "راه اتحاد و پیشرفت" است. توضیح اینکه : - حذف هیچ ناشنوائی اگر هم مسئول درجه اوّل تفرقه باشد الزاما ً مورد نظر نیست زیرا تجربه نشان میدهد که با وجود زمینه فرهنگی تفرقه اندازی بایکوت یا تحریم یک ناشنوا در گذشته خود یکی از عوامل موثر دوگانگی سازمانی ناشنوایان در حال حاضر است لذا بجای حذف تفرقه انداز باید به فکر جلوگیری از تفرقه اندازی از طریق افزایش آگاهی و توسعه فرهنگی بود.... تجربه شکست توصیه برای تامین وحدت در همان سال 1382 که ضعف همبستگی بین اعضاء کانون را در یافتم نوشته زیر را تحت عنوان "کهکشان یگانگی" در صفحه 3 فصلنامه "صدای ناشنوا" در زمستان 1382 منتشر کردم : "کهکشان یگانگی" ستاره ها سرنوشت خود را دریابید ستاره ها تلاش کنید و خود را بسازید ستاره ها باهم باشید و ... از کانون خود کهکشانی بسازید کهکشان دوستی و محبت کهکشان صفا و وفا کهکشان یگانگی و آنوقت ناشنواها چون ستاره ها بدرخشید. جریانات بعدی تا در هم ریختگی فعلی کانون نشان داد که این قبیل توصیه ها و آرزوها مانعی برای جلوگیری از تفرقه اندازی و عامل موثری در تامین وحدت نیست و در اینخصوص باید به دنبال راههای عملی و موثر دیگری بود و این مهم موضوع مقاله سوّم تحت عنوان "راه اتحاد و پیشرفت" است و این مقاله در صورتی منتشر میگردد که مطمئن شوم برای تامین وحدت در کانون و جامعه ناشنوای ایران لازم و مفید خواهد بود. خسرو گیتی 12 شهریور 1388 |
| < قبل | بعد > |
|---|



